|
" برف رنج است که می بارد سفید
تا نا پیدا
رها شده باد است در ریز حلقه های چرخ ایده ی آتش
دو چشم تو قهوه ای سرد است تنوره
داغ ماییم و زمستان از لب های تو پیدا
این پیوسته گی باهار و بوی خوش از لا موی تو باد
درجه ای نه دارد که می خندددم از سر خوشی
از و بلاگ سر پهنگی زنده یاد کشمیری

خواست بیاد جنگل شفت کلی کلنجار رفت تا قبول کنیم دختری تنها از اون ور کشور پاشه ور بکشو بیاد اومد شعر می گفت البته با نوع خاصی که مخصوص خودش بود موقع صعود نانگا زنگ زد گفت می خوام برم نانگا منعش کردم.
ولی گفت می رم. دماوند دیدمش تغییری نکرده بود. رفت علم کوه زنگ زد و گریه کرد از زیبایی اونجا و شعری گفت. برا همه می گفت. از چیزی تو دلش ناله داشت.
اما حالا ۸۸ زنگ زد احوال مستاق آتا رو پرسید و نالید از بی پولی راهنمایش کردم برای اسپانسری و معرفی چند نفری در ولایتش.
مهری از اون ور دنیا ایمیل زد از ساجده کشمیری خبر داری ازش. چطور چی شده.
دیگه نگو. هیچی نگو. نمی خوام بشنوم .
همون قصه ندانسته ها و نفهمیدن ها. نشناختن ها و رفتن ها حتی تو گروه های بزرگ تو بغل دستمون هم هست پیش میاد نقل کلاس و... نیست.
بابا این بد کردار قاتل خاموشه چرا نمی خواهیم بفهمیم با زبان بی زبانی داد می زنه. هوار می کشه وقتی هم هوا نیستی بالا نیا. هوای خراب نیا. طوفانه بشین بکپ تو کمپ. بدون تمرین نیا.
لج نکن. من که فلانی نیستم. برام شاخ و شونه بکشی.
بخونید وقتی می خواهید برید ارتفاع ترا قسم به هر چه می پرستی بخون یه جزوه ۲ صفحه ای بخون اگه بد دیدی ... حتما سالم می مونی
بخون و ما را داغ دار بیش از این نکن
اینه که می گن باید به درون و داشته های مربی احترام گذاشت بدون مربی کوه سخت نرو.
و اگه کنار رفتی و کنار گذاشته شدی
بدون صلاح در آن بوده و ... دیدن گل رویت ای نازنین

برداشت ا ز وبلاگ کلاغها
|